بسم الله الرحمن الرحیم
دیدگاه امام خمینی رحمة الله علیه درباره جنگ
افراد مختلف با رویکردهای گوناگون که بعضا نقشهای مهم و مؤثری در دفاع مقدس داشته اند به اظهار نظر درباره جنگ ایران و عراق و مقاطع مختلف آن پرداخته اند.تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد.مشکل از جایی شروع شده که در مواردی شاهد این بودم که در قالب بیان نظرات خود درباره جنگ به دیدگاه امام اشاره کرده و بعضا چیزهایی را به امام نسبت میدهند که نوعی انحراف سخنان امام و نظرات امام در طول حیات خود درباره جنگ تحمیلی محسوب میشود. احساس خطر و وظیفه کردم که برای جلوگیری از انحراف اذهان نسل دوم و سوم انقلاب که در پی حقیقت جهاد دفاع مقدس و دیدگاه و رویکرد حضرت امام رحمة الله علیه در این باره هستند گزیده ای از کلیات نظرات امام را در مهمترین و حساس ترین مقاطع جنگ در وبلاگ قطعنامه 598 قرار دهم.شاید حقیقت آشکار شده و کسانی که ناخواسته و از روی ناآگاهی نظرات امام را ناقص و اشتباه بیان و تبین مینمایند به اشتباه خود پی ببرند و گروهی دیگر که - عده ای از آنها بعد از فتح خرمشهر و عده ای بعد از خیبر و بدر و عده ای بعد از فتح فاو، و عده دیگرشان بعد از کربلای 5 - از خط هدایت حضرت روح الله منحرف گشتند و در سالهای بعد از رهبری امام به مرور چهره ی خود را در کتابها،مصاحبه ها و رسانه ها نشان دادند و امام را تلویحا به اشتباه در مدیریت و تصمیمات بزرگ جنگ متهم میکنند؛رسوا شوند.
در این مطلبم تنها از سخنان مستند امام از صحیفه نور استفاده میکنم و قضاوت را بر عهده خواننده میگذارم.به دلیل طولانی بودن مطلب آن را در 4 قسمت میآورم که در واقع دیدگاه امام درباره جنگ،جهاد و صدام و رژیم بعث و حمله آن به ایران اسلامی را بیان میکند. برای نتیجه گیری خاص که بعد از اتمام این سری مطالب در مقاله ای مجزا إن شاء الله به آن خواهم پرداخت و باز کردن دیدی جدید به نظرات امام در این موضوعات آنها را در 4 مقطع بررسی میکنیم.
مقطع اول : قبل از شروع رسمی حمله صدام به ایران،از فروردین 1359 تا 30 شهریور 1359.
مقطع دوم از 31 شهریور 1359 همزمان با حمله سراسری و گسترده صدام به ایران تا یک ماه اول بعد از آن که عراق مناطقی از ایران به خصوص خوزستان را به اشغال در آورده است.
مقطع سوم : از فروردین 1361 همزمان با عملیات فتح المبین تا 3 خرداد 1361 همزمان با فتح خرمشهر(دوران آزادسازی ماطق تحت اشغال عراق و شکست ارتش عراق در جبهه ها)
مقطع چهارم : از 4 خرداد 1361 یعنی از بعد فتح خرمشهر تا 23 تیر 1361 همزمان با اولین عملیات رزمندگان اسلام برای ورود به خاک ایران.
مقطع پنجم بعد از عملیات والفجر 8 و فتح فاو در اسفند 1364 تا فروردین 1365.
مقطع ششم بهد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598 یعنی از زمستان 1365 تا تیر 1366.
مقطع ششم فروردین 1367.
مقطع هفتم بعد از پذیرفتن قطعنامه 598 و نوشیدن جام زهر توسط امام در تیر ماه 1367.
مقطع هشتم بعد از آتش بس و پایان جنگ.
و حال دیدگاه امام بسیجیان حضرت روح الله روحی فداه درباره صدام ،حزب بعث و ملت و ارتش عراق.از فروردین 1359 تا 30 شهریور 1359قبل از شروع رسمی جنگ:
سردار سعید قاسمی بارها در سخنرانیهایشان گفتند که :" نمیدانم چه کسی گفته هشت سال دفاع مقدس و یا چه کسی در دهان مردم انداخته هشت سال دفاع مقدس؟" باید به ایشان پاسخ بدهم :حضرت روح الله سلام الله علیه. این مطلب در پاسخ به سخن ایشان است.البته من هم معتقدم دو سال درگیری در جبهه های مختلف داخل کشور که تقریبا از فروردین 1358 شروع و تا شهریور 1359 ادامه داشت خود اگر جنگ هشت ساله هم نبود خود دست کمی از جنکگ نداشت؛خصوصا آنجایی که به طور مستقیم توسط عراق تعرضات مرزی به خاک ایران صورت میگرفت که در بهار و تابستان 1359 به اوج خود رسیده بود.ولی به هر حال آنچه که در ذیل آمده است سخنان حضرت روح الله است که بارها از جنگ تحمیلی با لفظ هشت سال دفاع مقدس یاد کردهاند که منظور از 31 شهریور 1359 که تاریخ رسمی حمله سراسری صدام به ایران اسلامی تا 29 مرداد 1367 که تاریخ آتش بس بین دو طرفین میباشد.و دو سال قبل از آن که قسمتی با منافقین و گروههای تجزیه طلب و سلطنت طلب و نیروهای عراقی در داخل و در مرزها بوده بیشتر به عنوان یک جنگ داخلی محسوب میگردد.و چون تمام این دو سال درگیری مستقیم با ارتش عراق نبوده و جنگ تمام عیار و گسترده و همه جانبه و سراسری به ایران و انقلاب اسلامی و آخرین حرکت و اقدام جبهه باطل برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی در آن دهه به خیال خام خودشان از تاریخ 31 شهریور 1359 بوده ؛از آن مقطع جنگ ایران با عراق و در واقع با کل جبهه استکبار و باطل به حساب آمده است و گرنه این مبارزه نه از سال 59 و نه از بهمن 1357 و نه از نیمه خرداد 1342 بلکه از آدم شروع و تا قیامت ادامه خواهد داشت.
پیام قطعنامه امام که همان پیام سالگرد حج خونین است در ابتدا به مسائل مربوط به کشتار حجاج تو سط آل سعود میپردازد و در ادامه به مسائل جاری جنگ که مهمترین آن پذیرش قطعنامه 598 است میپردازد.برای آن کسانی که به هر دلیل توفیق خواندن کامل این پیام بسیار مهم،تاریخی و انقلابی را ندارند؛خلاصه مهمترین بندهای آن در مورد جنگ و وقایع مربوط به آن را آورده شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
« کم من ثناء جمیل لست اهلاَ له نشرته »
« اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام »
به مناسبت نزدیکی به ایام حج تمتع و پیوند پیام سالگرد کشتار حج خونین که در سالگرد واقعه کشتار حجاج انقلابی توسط امام صادر شده است و در ادامه این پیام اولین و مهمترین سخنان امام درباره پذیرفتن قطعنامه 598 به دلیل همزمانی با آن بیان شد و به همین دلیل به پیام قطعنامه 598 امام معروف شد.قسمتی از دانستههای اندک خود را جهت اطلاع علاقمندان بر روی وبلاگ خود قرار میدهم.در صورت داشتن سئوال و ابهام در زمینه مطالب این وبلاگ میتوانید با ایمیل ( RESOLUTION598@gmail.com) در ارتباط باشید.
به دلیل اینکه برخی اطلاعات آمده در این مقاله تا کنون در فضای اینترنت و سایتها و وبلاگها حتی سایتهای انگلیسی و عربی تا آنجایی که جستجو کردم وجود نداشت.لطفا برای استفاده از این مطلب شرعاً، تنها با ذکر منبع به صورت لینک و یا با درج آدرس وبلاگ قطعنامه 598 (http://resolution598.blogfa.com/) اقدام فرمایید.آماده پیشنهادات و انتقادات و نظرات سازنده شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
29 سال پیش در چنین روزهایی در تاریخ 13 مهر 1360، در پی انجام مراسم برائت از مشرکین در مراسم حج آن سال، پادشاه عربستان سعودی خالد بن عبد العزیز در پیامی[1] به امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در اعتراض به این اقدام زائران ایرانی،و بر اساس گزارشهای ساختگی و دروغ و احتمالا تعمدی،مراتب اعتراض خود را به حضرت امام اعلام و ضمن اعلام مغایر دانستن اقدامات زائران ایرانی در مراسم برائت از مشرکین،با توصیهها و رهنمودهای ایشان،با محکوم کردن و زیر سئوال بردن این اقدامات آن را باعث نارضایتی سایر زائران و مغایر اهداف حج و قُدسیت اماکن متبرکه دانست.پادشاه سعودی ضمن متهم کردن زائران ایرانی به همراه داشتن مواد مخدر در سفر حج،رفتار زائران ایرانی در برائت از مشرکین را ناشی از تحریک مدیران حج ایران بیان داشت.در پایان هم خالد بن عبدالعزیز از امام میخواهد با توجه به پیروی و احترام زائران ایرانی به امام، دستورات لازم مبنی بر پرهیز از اَعمالی که در این پیام به زائران ایرانی منتسب میکند، را بدهند.
بسم الله الرحمن الرحیم
به دلیل سرگردانی کاربران در مورد کسب اطلاعات در مورد قطعنامه های جنگ ایران و عراق و نبودن اطلاعات تمام قطعنامه های جنگ در فضای اینترنت برای اولین بار خلاصه ای از تمام قطعنامه های صادر شده توسط شورای امنیت سازمان ملل ارائه میگردد.استفاده از این مطلب تنها با ذکر منبع( http://resolution598.blogfa.com ) بلامانع است.
قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره جنگ ایران و عراق در یک نگاه
درباره جنگ ایران و عراق مجموعا 18 قطعنامه در شورای امنیت به تصویب رسید که 11 مورد آن در زمان جنگ و 7 مورد آن پس از جنگ به تصویب رسید؛ که به طور خلاصه عبارتند از:
1- قطعنامه شماره 479 در 6 مهر ماه 1359 مصادف با 28 سپتامبر 1980 یعنی 7 روز پس از آغاز جنگ و درخواست آتش بس دو طرف در حالی که بخش زیادی از خاک ایران در اشغال بود و این قطعنامه بدون اشاره به آغازگر جنگ و بدون خواستن از عراق به باز گشتن به مرزهای بین المللی؛ و تنها درخواست آتش یس بین طرفین به تصویب رسید.
2- قطعنامه شماره 514 در 21 تیر ماه 1360 مصادف با 12 ژوئیهjuly) 1981)،پس از نزدیک به 22 ماه سکوت شورای امنیت و پس از آزاد سازی مناطق اشغالی و فتح خرمشهر در عملیاتهای پیروز سال دوم جنگ؛درحالی که عراق از اکثر مناطق ایران بیرون رانده شده بود به اتفاق آرا به تصویب رسید.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید.
اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مىديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مىكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مىدانم. و خدا مىداند كه اگر نبود انگيزهاى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هرگز راضى به اين عمل نمىبودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود .
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهههاى آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نمودهاند، تشكر و قدردانى مىكنم. و همه ملت ايران را به هوشيارى و صبر و مقاومت دعوت مىكنم. در آينده ممكن است افرادى آگاهانه يا از روى ناآگاهى در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند كه ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد. اينها يقيناً از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نمىدانند كسى كه فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جايگاه رفيع آن لطمهاى وارد نمىسازد. و ما براى درك كامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله طولانى را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جستجو نماييم. مسلّم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است. خون شهيدان براى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مىداند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نيست؛ و اين ملتها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود. و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهايى كه اين گوهرها را در دامن خود پروراندند!
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید.
حاج سيداحمدخميني پيام امام را تلفني براي فرمانده وقت سپاه اين چنين قرائت كرد : "اين نقطه حياتي كفر و اسلام است . يعني نقطه شكست يا پيروزي ، يا اسلام يا كفر است و بايد متر به متر جنگيد و هيچي از هيچكس پذيرفته نيست و اينجا نقطه اي است كه يا موجب ميشود سپاه حيات پيدا كند دوباره در كشور و يا براي هميشه يك سپاه ذليل و مرده اي بشود."
تذکر: این پیام امام در مجموعه صحیفه امام ذکر نشده است.
در فاصله بین پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی و برقراری آتش بس رسمی، ارتش عراق به کمک و همراهی منافقین تعرضات شدید و گسترده ای به خاک جمهوری اسلامی انجام داد تا با دست یابی به مناطق حساسی همچون خرمشهر یا آبادان، از موضعی برتر وارد مذاکرات صلح شود. در آن هنگام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با روحیه ای انقلابی وارد عمل شد و موفق گردید نیروهای متجاوز عراق را به عقب رانده و مانع از دست یابی دشمن به مناطق حساس و استراتژیک شود. در این فاصله مقام معظم رهبری که در آن زمان مسؤولیت ریاست جمهوری را بعهده داشتند به شهر اهواز آمد، تا از نزدیک شاهد ایثارگری ها و جانفشانیهای رزمندگان اسلام باشند و روحیه آنان را تقویت نمایند. در زمان حضور ایشان در اهواز که مقارن با حملات هوائی دشمن به مراکز حساس صنعتی و اقتصادی کشور بود، جلسه ای با حضور ایشان و فرمانده کل سپاه پاسداران برگزار گردید که در آن موضوعات متعددی از جمله وضعیت اجرای قطعنامه 598 ، ماموریت نیروهای بسیج حاضر در جبهه ها و آیندۀ صدام مطرح گردید . نظر به اهمیت موضوعات مطروح شده در این جسه و نیز پیش بینی های دقیق بعمل آمده در میان مباحث، نشریه تاریخ جنگ اقدام به درج پیاده شدۀ نوار این جلسه نمود تا از یک سو برگی از اسناد گران قیمت جنگ به انتشار رسیده باشد و از سوی دیگر آینده نگری مسؤولین نظام جمهوری اسلامی نسبت به تحولات آیندۀ عراق روشن شود. امید است با این اقدام، گام دیگری در جهت تحقق خواسته های امام راحل برداشته باشیم.
جلسه مذکور در تاریخ 12 / 5/ 67 در شهر اهواز با حضور مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، فرماندهی کل سپاه سردار سرلشکر پاسدار محسن رضائی و روای تحقیقات جنگ برادر مجید مختاری برگزار گردید که متن پیاده شده آن در ذیل آمده است.
- آیت الله خامنه ای: در طرح دبیرکل یک روز مشخصی را جهت مذاکره برای تبادل اسرا معین کرده اند، بیست و یک روز پس از آن شروع تبادل اسرا است و تا 81 روز بطول می انجامد. پس از آن شروع مذاکرات است و کمیته تشخیص متجاوز از همان روز اول تشکیل می شود. به موازات سایر کارها، یعنی تشکیل کمیته تعیین متجاوز همان روز است و این نکته جالبی است.
- برادر محسن رضایی: پس معلوم است که آمریکا صدام را نمی خواهد.
- آیت الله خامنه ای: آمریکاییها نمی خواهند به صدام کمک کنند.
تصمیم داشتم بانکی از مقالات گوناگون پیرامون قطعنامه 598 و مباحث مربوط به پایان جنگ را جمع آوری،آماده و ارایه نمایم.این اولین مقاله از این دست است که پس از آماده سازی و تصحیح ارایه شده است که برای حفظ حقوق مؤلفان و منابع و نام آنها ذکر شده است.به دلیل اینکه آماده سازی این مقالات و مطالب به شیوه کپی برداری صرف نیست و برای آماده کردن آنها باز خوانی و تصحیح صورت گرفته است شرعا استفاده از مطالب و مقالات تنها با ذکر نام مؤلف وآدرس وبلاگ بلامانع است.إن شاء الله ارایه این مقوله کارها ادامه پیدا کند.
تصویب قطعنامه 598 و اسناد آن در سازمان ملل
به کوشش مجید مختاری
ترجمه اسناد : محمد علی خرمی
رد قطعنامههای شورای امنیت توسط جمهوری اسلامی ایران به دلیل یکطرفه بودن اکثر مفاد این قطعنامهها، ناتوانی شورای امنیت سازمان ملل را در حل مشکل جنگ ایران و عراق بیش از پیش به نمایش گذاشت. این مساله موجب شد تا شورای امنیت در مواجهه با آخرین موضع ایران در قبال قطعنامه 588 به این نتیجه برسد که تا زمان ملحوظ نمودن برخی نظرات ایران،از صدور هرگونه قطعنامه دیگری خودداری ورزد. این نتیجه در کنار دو مساله اساسی دیگر باعث شد تا شورای امنیت اقدام به تصویب قطعنامه ای نماید که در آن تا حدودی نظرات ایران، بویژه در زمینه تعیین متجاوز، منعکس شده باشد. این دو مساله به ترتیب عبارت بودنداز:
به کوشش : محمد علی خرمی
اصلاح و تصحیح از قطعنامه ۵۹۸
سال1980 ( 1359 )
22 سپتامبر(59/7/1)
دبیر کل سازمان ملل متحد به ایران و عراق پیشنهاد کرد که مساعی جمیلۀ وی را با هدف کمک به حل منازعه از طرق مسالمت آمیز بپذیرد.
23 سپتامبر(59/7/2)
دبیر کل براساس مادۀ 99 منشور توجه شورای امنیت را به منازعۀ میان ایران و عراق جلب کرد. رئیس شورا پس از مشورت با اعضا، بیانیه ای صادر کرد که در آن ضمن حمایت از تلاشهای دبیر کل، از هر دو طرف درخواست شده بود اختلاف خود را از راههای مسالمت آمیز حل کنند.
25 سپتامبر(59/7/4)
دبیر کل از شورای امنیت خواست تا موضوع را با فوریت مورد رسیدگی قرار دهد.
28 سپتامبر(59/7/7)
شورا قطعنامه 479 را تصویب کرد. و از ایران و عراق درخواست کرد که در اسرع وقت از استفاده بیشتر از زور اجتناب کنند و مناقشه خود را از طریق صلح آمیز حل و فصل نمایند. شورا پشتیبانی خود را از تلاشها و پیشنهاد دبیر کل ابراز نمود.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید.
قطعنامه 598 و پایان جنگ از زبان محسن رضایی
پس از اينکه حضرت امام(ره) فرموده بودند قطعنامه را پذيرفتم و جام زهر را نوشيدم و آبرويم را با خداي خودم معامله کردم، تأثير شديدي در جامعه ايجاد شد و مردم به سمت جبهه هاي جنگ هجوم آوردند، لشگرها و نيروها آماده بودند و سپاه قصد داشت خودش را آماده کند که اگر حضرت امام اجازه بدهند حمله اي را به داخل خاک عراق انجام بدهد.
در آن موقع آیت الله خامنه ای که به اهواز آمده بودند با احمد آقا (فرزند امام) تماس گرفتند و فرمودند که فرمانده ها مي گويند آماده حمله هستيم ولي حضرت امام پاسخ دادند که ما چيزي را که پذيرفتيم، از آن تخطي نمي کنيم و لذا نهایتاً جنگ نظامي تمام مي شود و بحث هاي سياسي براي قطعي شدن مفاد قطعنامه 598 شروع می شود.
استفاده از این مطلب تنها با ذکر منبع بلامانع است.
متن بخشی از گفتگو سردار غلامعلی رشید با شبکه ۳ سیما در فروردین ۸۷:
*سؤال:ماجرای نامه آقای محسن رضایی و مسئولین به حضرت امام مبنی بر درخواست بودجه و امكانات بیشتر برای ادامه جنگ و در نهایت پذیرش قطعنامه 598 توسط امام چه بوده است؟
* غلامعلی رشید: من آن نامه را ندیدم اما در فضای تنظیم این نامه و جنگ بوده ام یعنی می دانستم. آن نامه ای بود كه شاید برای سومین و چهارمین بار مطرح می گردید.از عملیات خیبر تا پایان جنگ آقای هاشمی به عنوان فرمانده ادامه دهنده عملیات های والفجر از سوی حضرت امام حكم گرفت و یك قرارگاه خاتم متشكل از عناصر ارتشی و سپاهی زد كه جنگ را در سطح عالی بین ارتش و سپاه هدایت كند.نیروی آفندی جنگ از سال 63 به بعد عملاً با سپاه بود یعنی به سپاه می گفتند به عنوان یك نیروی آفند كننده استراتژیك هر سال باید یك عملیات سرنوشت ساز انجام دهید.در سال 63 ما برآورد كردیم و به آقای هاشمی و حتی مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور و رئیس عالی شورای دفاع عرض كردیم كه با این میزان هزینه ای كه نظام جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران به پای جنگ هزینه می كند قادر به اتمام جنگ یا همان هدفی كه آقای هاشمی به صراحت بیان می كرد كه یك عملیات سرنوشت ساز انجام دهیم و یك امتیاز برای پایان جنگ بگیریم، نیستیم.
برای ذیدن ادامه این گفتگو به ادامه مطلب مراجعه کنید.
فیلم این گفتگو:

لینک مستقیم دانلود قسمت اول حجم ۴.۴۴ مگابایت به مدت ۳ دقیقه
لینک مستقیم دانلود قسمت دوم حجم ۳.۴ مگابایت به مدت ۲.۳۷ دقیقه
قسمت چهارم (آخر) :
و وصيت من به گروههاى مسلمان كه از روى اشتباه به غرب و احياناً به شرق تمايل نشان مىدهند و از منافقان كه اكنون خيانتشان معلوم شد گاهى طرفدارى مىكردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مىكردند و طعن مىزدند، آن است كه بر سر اشتباه خود پافشارى نكنند و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براى رضاى خداوند هم صدا و هم مسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شرّ مستكبران نجات دهيد؛
و اكيداً توصيه مىكنم كه به بوقهاى تبليغاتى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گوش فرا ندهيد كه همه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بيرون كنند كه منافع ابرقدرتها تأمين شود .
كدام افتخار بالاتر و والاتر از اينكه امريكا با همه ادعاهايش و همه ساز و برگهاى جنگىاش و آنهمه دولتهاى سرسپردهاش و به دست داشتن ثروتهاى بىپايانِ ملتهاى مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانههاى گروهى، در مقابل ملت غيور ايران و كشور حضرت بقية اللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء- آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمىداند به كه متوسل شود! و رو به هركس مىكند جواب رد مىشنود! و اين نيست جز به مددهاى غيبى حضرت بارى تعالى- جلَّت عظمتُه- كه ملتها را بويژه ملت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نور اسلام هدايت نموده .
به دلیل محدودیت امکانات وبلاگ و طولانی بودن متن، وصیتنامه در چهار قسمت می آید
قسمت اول :
وصيتنامه سياسى- الهى.
زمان: تاريخ نگارش 26 بهمن 1361/1 جمادى الاول 1403.
تاريخ بازبينى و اصلاح 19 آذر 1366.
تاريخ قرائت 15 خرداد 1368.
مكان: تهران، جماران.
موضوع: وصيتنامه سياسى- الهى (پيام جاودانه امام خمينى به معاصرين و نسلهاى بعد از خويش).
مخاطب: ملت ايران، مسلمانان و مردم جهان و نسلهاى آينده.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
قالَ رسولُ اللَّه- صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم: انّى تاركٌ فيكُمُ الثّقلَيْنِ كتابَ اللَّهِ و عترتى اهلَ بيتى؛ فإِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوضَ. (1)
الحمدُللَّه و سُبحانَكَ؛ اللَّهُمَّ صلِّ على محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك و جلالِك و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذى تجلّى فيه الأَحديّةُ بِجميعِ أسمائكَ حتّى المُسْتَأْثَرِ منها الّذى لايَعْلَمُهُ غَيرُك؛ و اللَّعنُ على ظالِميهم اصلِ الشَجَرةِ الخَبيثةِ. (2)
و بعد، اينجانب مناسب مىدانم كه شمهاى كوتاه و قاصر در باب «ثقلين» تذكر دهم؛ نه از حيث مقامات غيبى و معنوى و عرفانى، كه قلم مثل منى عاجز است از جسارت در مرتبهاى كه عرفان آن بر تمام دايره وجود، از ملك تا ملكوت اعلى و از آنجا تا لاهوت (3) و آنچه در فهم من و تو نايد، سنگين و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگويم ممتنع است؛ (4) و نه از آنچه بر بشريت گذشته است، از مهجور بودن از حقايق مقام والاى «ثقل اكبر» و «ثقل كبير» (5) كه از هر چيز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر اين دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براى مثل منى ميسر نيست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلكه مناسب ديدم اشارهاى گذرا و بسيار كوتاه از آنچه بر اين دو ثقل گذشته است بنمايم.
دانلود متن کامل وصیتنامه امام خمینی رضوان الله علیه با فرمت word
کاری از resolution598.blogfa
پيام امام خمینی به فرماندهان و مسئولان سپاه پس از پایان جنگ
26 شهريور 1367
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
فرزندان عزيزم، فرماندهان و مسئولين محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامى.
در پايان قريب هشت سال دفاع مقدسى كه منتهى به استقلال و تماميت ارضى كشور و شكست طرحهاى توسعه طلبانه دشمنان انقلاب اسلامىمان گرديد، نمىدانم با چه بيانى احساسات و علاقه خويش را به شما سربازان گمنام و سرداران دلاورى كه توفان خشم اين امت حزب اللَّه از سينه صحنه كارزار شما جوشيده است بيان نمايم. در نزد موحدين و سالكان طريقت سخن از اجر و پاداش دنيايى، اسائه ادب به منزلت و مقام آنان است؛ و دنيا با همه زرق و برقها و اعتباراتش به مراتب كوچكتر از آن است كه بخواهد پاداش و ترفيع مجاهدان فى سبيل اللَّه گردد. و مجاهد فى سبيل اللَّه بزرگتر از آن است كه گوهر زيباى عمل خود را به عيار زخارف دنيا محك بزند. اما من كه وظيفهام دعاگويى و سپاس و تشكر از همه سپاهيان و بسيجيان و ارتشيان است، بايد به همه نيروهاى مسلح كشور و به شما اطمينان بدهم كه تا من زنده هستم و تا رَمق در جسم و جان دارم از حمايت و دعاى خير براى شما دريغ نخواهم كرد؛
.......... من باز تأكيد مىكنم كه ما در سياست خود براى رسيدن به صلح در چهارچوب قطعنامه شوراى امنيت جدى هستيم، و هرگز پيشقدم در تضعيف آن نخواهيم بود؛ ولى آثار كارشكنى را در سياست و رفتار نظامى عراق مشاهده مىكنيم، كه بعيد به نظر نمىرسد كه دست بعضى از قدرتها و ابرقدرتها در اين قضايا پنهان باشد و چه بسا صداميان بخواهند بخت سياه و تيره گون خود را مجدداً آزمايش كنند ..
در هر حال، ما بايد آماده و مهيا باشيم ........
سخنرانى امام خامنه ای درباره جام زهر
دشمنان نظام ما، چه طور از عزت امروز جمهورى اسلامى، از ته دل ناراحتند. پيروزى ملت ايران، به كام اينها تلخ آمد. خداى متعال، همهى كارها را با حساب انجام مىدهد. يك روز بندهى صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص كه هيچچيز را براى خودش نمىخواست و همهى كارها را براى خدا مىكرد و همه چيز را براى او مىخواست، در قضيهى قطعنامه گفت: كاسهى زهر را نوشيدم. اين تلخى را او تحمل كرد؛ ولى خداى متعال به آن بندهى صالح عوض داد و هنوز دو سالواندى نگذشته كاسهى شهد و شيرينى پيروزى را به ملتش چشاند و كامشان را شيرين كرد. آن فداكارى، اين ثمره را داشت. «اللّهم ما بنا من نعمة فمنك لا اله الّا انت». همه چيز متعلق به او و به ارادهى اوست.
آزادگان ما برگشتند، خانوادههاى ما خوشحال شدند، شرايط جمهورى اسلامى پذيرفته شد و دولت و دولتمردان جمهورى اسلامى، ثمرهى زحمات خودشان را مشاهده كردند. انصافاً آنچه كه پيش آمد، براى ملت ايران و دوستانش و دوستداران انقلاب شيرين بود؛ اما براى دشمنان تلخ بود.
دشمنان، چه كسانى هستند؟ صهيونيستها؛ همينهايى كه خبرگزاريها و بسيارى از راديوهاى دنيا در اختيارشان است. اينها دنبال چيزى هستند كه اين پيروزى را خراب كنند، قوّت و قدرت ملت ايران را به ضعف تبديل كنند و به دنيا وانمود نمايند، آنطورى هم كه خيال مىكنيد، عزم ملت ايران راسخ نيست و در راهش استوار نمىباشد. ما كار خودمان را مىكنيم. اين ملت بزرگ، دنبال كار و راه خودش حركت مىكند؛ اما دشمن در بيرون آنطور حرف مىزند و دنبال شاهد و بهانهيى مىگردد
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
سلام و رحمت خدا بر ارواح طيبهى شهدا، از صدر تاريخ تا امروز، خصوصاً شهيدان جنگ تحميلى كه با نثار خون خود، شجرهى مباركهى اسلام را آبيارى كرده و به برگ و بار نشاندند. عزت را براى مؤمنان به ارمغان آورده و خذلان و ذلت را نصيب معاندان كردند.
صلوات و سلام خدا بر شاهد شهيدان و امام مجاهدان و اسوه و مقتداى صالحان و رفعتبخش كلمهى پيامبران - حضرت امام خمينى (قدّساللَّهسرّه واعلىاللَّهكلمته) - كه آتش خشم مستضعفان را بر هيمهى فسق و فساد و كفر و الحاد و ظلم و استكبار جهانى افكند و اركان سلطهى مستكبران را متزلزل ساخت.
خداوند تعالى را سپاس كه خلعت اكرام خود را بر قامت امت اسلامى ايران پوشانيد و او را به صراط مستقيم خود رهنمون شد و از آن هنگام كه قيام اين ملت، بر اقامهى قسط و وفاى به عهد او آغاز شد، تا امروز لحظهيى فضل و عنايت خود را از او دريغ نداشت و مجد و عظمت و عزت و شوكت اسلام را با عطاياى دايمى خود روزافزون ساخت و دشمنان اسلام را منكوب و مقهور ساخت. هر آن حيلهيى كه انديشيدند، در ارادهى خيرش مستحيل گردانيد و هر آن مكرى كه ورزيدند و هر آن كيدى كه به كار زدند، به آنان برگردانيد و تيرهاى بلاى رها شدهى آنان را به سينهى خودشان نشانيد و بنيانهاى برافراشته از توطئهى آنان را منهدم ساخت و آنان را اسير مكايد خود ساخت. سلسلهى خصومتى كه جنبانيدند، بر جوهر انقلاب خدشهيى وارد نساخت؛ بلكه هرحلقهى آن، زنجيرى برپاى استكبار شد.
ملت شهيدپرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهى است. روز پرخاش عليه كسانى است كه با اسلام كينه ديرينه دارند. روز انتقام از كفر و نفاق است. روز فداكارى است. امروز روز عاشوراى حسينى است. امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد.
«جَهِّزُوا انفُسَكُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ». نهراسيد. كه نمىهراسيد، كمربندهاتان را محكم كنيد. اى آزادگان و احرار بپاخيزيد. قدرتهاى بزرگ شرق و غرب مىخواهند شما را در زير چكمهها و چنگالهاى كثيف و خونين خود خُرد كنند كه حتى آخ هم نگوييد. امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امريكا و استكبار غرب سيلى زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. امروز روز درنگ نيست. امروز روز صيقل انسانيتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را بايد گرفت. و انتظار آنكه جهانخواران ما را يارى كنند بيحاصل است. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهى است. امروز روز نغمه سرايى فرشتگان در ستايش انسانهاى مجاهد ماست.
درنگِ امروز فرداى اسارتبارى را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاى خون شهيدان بود ..
فرزندانم، دشمن در بمباران شيميايى مناطق مسكونى نهايت قساوت و درندگى خود را نشان داده است؛ و با حمله شيميايى به مردم بىدفاع عراق حتى پايههاى حمايت حاميان خود را نيز سست نموده است. به سوى جبههها هجوم بريد تا ضربات پى در پى شما توان و امان او را بگيرد، كه ان شاء اللَّه پيروز خواهيد شد. والسلام على عباداللَّه الصالحين ..
به تاريخ يازدهم فروردين 67
روح اللَّه الموسوى الخمينى.
صحيفه امام، ج21، ص: 12
18/3/1368
ما تصميم داريم كه مذاكرات مربوط به قطعنامهى 598 را پيش ببريم؛ بايد هم پيش برود و به نقطهى درستى برسد؛ اينها همه به جاى خود محفوظ است. ارتش نبايد نگاه كند كه مذاكره در چه وضعيتى است. مذاكره و قطعنامه هرچه باشد و طرف مقابل هر كارى مىخواهد بكند، ارتش بايد هر روز آمادهتر از ديروز باشد
دنياى استكبار و همين امريكا - دولتهايى كه دم از صلح مىزدند - اينجاست كه دشمنى و خباثت خود را نسبت به انقلاب و اسلام و ملت ايران نشان مىدهند. همهى ملت ايران يادشان است كه همان كسانى كه دادِ قطعنامهى 598 را داشتند و در هر مذاكره و نشست و برخاستى، از قطعنامه دم مىزدند - مثل رؤساى جمهور و سلاطين و بعضى از مرتجعان منطقه - فريادشان ديگر تمام شد! گويى كه همهى مشكل اين بود كه رژيم عراق بهوسيلهى رزمندگان اسلام تهديد نشود. حالا كه آتشبس شد و آن تهديد تمام گرديد، ديگر هيچ چيز برايشان مطرح نيست!
رژيم عراق به دنبال آتش بس بود تا خود را نجات بدهد.فقط دو جملهى كوتاه مطرح كنم: يكى دربارهى وضعيت قطعنامهى 598 كه بايد همهى دنيا بدانند رژيم عراق بر خلاف ادعاهاى صلحطلبى، فقط به دنبال يك آتشبس بود تا خودش را بتواند نجات بدهد. اين حرفى بود كه در طول چند سال گذشته، بارها در همين جايگاه مقدس نماز جمعه گفتيم. آن وقتى كه او مىگفت: ما صلح مىخواهيم، دنيا به ما مىگفت: شما چرا قبول نمىكنيد؟ ما مىگفتيم: اينها صلح نمىخواهند، اينها دنبال آتشبسند؛ براى اينكه بتوانند خودشان را نجات بدهند. اين موضوع، حالا ثابت شد.
طبيعى است كه آنها هم براى اينكه خودشان را مقبول و موجه كنند، بگويند جمهورى اسلامى قبول نمىكند؛ ليكن واقعيات روشن است. افرادى كه عاقلند، بدون حتّى اندك تأملى مىتوانند بفهمند قضيه چيست. صدام حسين سوءنيت دارد و حسننيت نشان نمىدهد. وضعيتى كه او به وجود آورده است، اعتماد به استقرار صلح در منطقه را كم مىكند. البته، ما بعيد مىدانيم كه آنها اينقدر ابله باشند كه بخواهند مجدداً آتش جنگ را شعلهور كنند؛ چون بيشتر به ضرر خودشان است. اما اگر جنگ هم شروع نشود، صلح در منطقه استقرار پيدا نكرده و آرامش نيست.
اين، وضعيتى است كه آنها به وجود آوردهاند، راهش هم عمل كردن به قطعنامه است. قطعنامه، وحى منزل نيست؛ اما چيزى است كه مورد اتفاق واقع شده است. كسى كه مىخواهد زيرش بزند، در حقيقت قصد اخلالگرى و خرابكارى دارد. بهانههايى هم كه عنوان مىكنند، همه از اين قبيل و در اين راه است. مسألهى اسرا را مطرح مىكنند. ما مىگوييم: اگر شما قطعنامه را عمل كرده بوديد، حالا اسرا در خانههايشان بودند. در حقيقت، شما هستيد كه اسرا را نگه داشتيد؛ براى خاطر اينكه در انجام قطعنامه اخلال مىكنيد.
ما بعد از آن كه قطعنامهى 598 را قبول كرديم، پايبندى ما نسبت به مواد اين قطعنامه، تاكنون باقى است و باقى خواهد بود. دشمن و رژيم عراق، در اجراى قطعنامه تعلل مىكنند و متأسفانه فشار لازم از سوى سازمان ملل و ديگر محافل بينالمللى، بر عراق وارد نيامده است. بايد فشار وارد مىآوردند، بايد همان كسانى كه اين قطعنامه را تصويب كردند و براى اجرايش، آن همه حرف زدند و تبليغات كردند، عراق را به اجراى آن قطعنامه وادار مىكردند.
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
به موازات جبههى نظامى، جبههى ديپلماسى ما نيز فعال بود
بنده هم بايستى اولاً از شما برادران عزيز دستگاههاى مختلف، كه در كار پيشبرد قطعنامهى 589 يك تلاش وسيع و پُرغصه و پُردردسر را دنبال كرديد، و همچنين از كسان ديگرى از بخشهاى مختلف كه احياناً با شما در اين زمينهها همكارى كردند، صميمانه تشكر كنم؛ ثانياً به خاطر اينكه بحمداللَّه اين زحماتتان به نتيجه رسيد، به شما تبريك عرض بكنم.
.....اين تنها يكى از دنبالههاى شوم جنگ تحميلى و نتيجهى ناتوانى شوراى امنيت در مقابله با تجاوز عراق است. اگر شوراى امنيت عراق را به خاطر شروع جنگ تحميلى و سپس شروع جنگ شهرها و آنگاه شروع جنگ كشتيها محكوم مىكرد، امروز امريكا نمىتوانست علىرغم فشار افكار عمومى جهان و حتى داخل امريكا دست به چنين تهديد آشكارى عليه صلح و امنيت جهانى بزند؛ آن هم بلافاصله و علىرغم قطعنامهى 598 كه خود عامل اصلى براى تهيه و صدور آن بود. آيا قطعنامهى 598 فقط براى فشار بر جمهورى اسلامى تهيه شده است؟ من بايد به همهى جهان و مخصوصاً به ملت بزرگ امريكا اعلام كنم، كه حضور نظامى تهديد كنندهى امريكا در خليجفارس تنها يكى از خصومتهاى آشكار رژيم ايالات متحده با ملت ماست......
قسمتی از پیام امام خمینی رحمة الله علیه ۵۹۸ در پيام به روحانيون، مراجع، مدرسين، طلاب و ائمه جمعه وجماعات (منشور روحانيت) در مورد جنگ و قبول قطع نامه
3 اسفند 1367
.....
من امروز بر اين عقيدهام كه مقتدرترين افراد در مصاف با آنهمه توطئهها و خصومتها و جنگ افروزيهايى كه در جهان عليه انقلاب اسلامى است، معلوم نبود موفقيت بيشترى از افراد موجود به دست مىآوردند. در يك تحليل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پيروزى بايد عرض كنم كه انقلاب اسلامى ايران در اكثر اهداف و زمينهها موفق بوده است و به يارى خداوند بزرگ در هيچ زمينهاى مغلوب و شكست خورده نيستيم، حتى در جنگ پيروزى از آن ملت ما گرديد و دشمنان در تحميل آنهمه خسارات چيزى به دست نياوردند ..
البته اگر همه علل و اسباب را در اختيار داشتيم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مىنگريستيم و مىرسيديم ولى اين بدان معنا نيست كه در هدف اساسى خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شدهايم. هر روز ما در جنگ بركتى داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهايم، ما در جنگ، پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشههاى انقلاب پر بار اسلامىمان را محكم كرديم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال مىتوان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بيدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.
همه اينها از بركت خونهاى پاك شهداى عزيز هشت سال نبرد بود، همه اينها از تلاش مادران و پدران و مردم عزيز ايران در ده سال مبارزه با امريكا و غرب و شوروى و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه كوته نظرند آنهايى كه خيال مىكنند چون ما در جبهه به آرمان نهايى نرسيدهايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگى و صلابت بيفايده است! در حالى كه صداى اسلامخواهى افريقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلام شناسى مردم در امريكا و اروپا و آسيا و افريقا يعنى در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست ..
من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليلهاى غلط اين روزها رسماً معذرت مىخواهم و از خداوند مىخواهم مرا در كنار شهداى جنگ تحميلى بپذيرد. ما در جنگ براى يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستى مگر فراموش كردهايم كه ما براى اداى تكليف جنگيدهايم و نتيجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم ترديد ننمودند، آن ساعتى هم كه مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد، باز به وظيفه خود عمل كرده است، آيا از اينكه به وظيفه خود عمل كرده است نگران باشد؟ نبايد براى رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيدهها به گونهاى غلط عمل كنيم كه حزب اللَّه عزيز احساس كند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولىاش عدول مىكند. تحليل اين مطلب كه جمهورى اسلامى ايران چيزى به دست نياورده و يا ناموفق بوده است، آيا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمىشود؟! تأخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمىشود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداى تكليف و وظيفهايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه انبيا و معصومين- عليهم السلام- در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هرگز نمىبايست از فضاى بيشتر از توانايى عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلى و بلند مدتى كه هرگز در حيات ظاهرى آنان جامه عمل نپوشيده است ذكرى به ميان آورند. در حالى كه به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اكثر زمينههايى كه شعار داده است به موفقيت نايل شود. ما شعار سرنگونى رژيم شاه را در عمل نظاره كردهايم، ما شعار آزادى و استقلال را به عمل خود زينت بخشيدهايم، ما شعار «مرگ بر امريكا» را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمان در تسخير لانه فساد و جاسوسى امريكا تماشا كردهايم، ما همه شعارهايمان را با عمل محك زدهايم. البته معترفيم كه در مسير عمل، موانع زيادى به وجود آمده است كه مجبور شدهايم روشها و تاكتيكها را عوض نماييم.
ما چرا خودمان و ملت و مسئولين كشورمان را دست كم بگيريم و همه عقل و تدبير امور را در تفكر ديگران خلاصه كنيم؟.
صحيفه امام، ج21، ص: ۵-۲۸۳
متن سخن امام خمینی رحمة الله علیه خطاب به فرمانده سپاه (لزوم هوشيارى رزمندگان و حضور در جبههها) پس از پذیرفتن قطع نامه ۵۹۸ توسط ایران خطاب به محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران)
تاریخ صبح 31 تير 1367
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
مسائل سياسى مربوط به جنگ را وزارت خارجه به عهده دارد، ولى مسائل جبههها را بايد نيروهاى نظامى و انتظامى و مردمى زير نظر ستاد فرماندهى كل قوا به عهده بگيرند ..
همانطور كه قبلًا گفتيم ما با مردم خود با صداقت صحبت مىكنيم. ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحى پايدار فكر مىكنيم و اين به هيچ وجه تاكتيك نيست، ولى سلحشوران ارتش اسلام بايد خود را آماده كنند كه اگر دشمن دست به حملاتى زد، جواب مناسبى به آن بدهند ..
فرزندان انقلابىام، توجه كنيد كه امروز روز حضور گسترده در جبهههاست. فكر نكنيد كه ديگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ايمان و جهاد كنيد. بر دشمن غدار رحم جايز نيست. و اينها تمام حرفهايشان يك فريب است. ما خواستيم به دنيا ثابت كنيم كه صدام معتقد به مجامع بين المللى نيست. و ما تا قبول قطعنامه از سوى عراق جواب دشمنان اسلام را در جبههها خواهيم داد .
صحيفه امام، ج21، ص: 101
پيام حضرت امام خمینی رحمة الله علیه برای قبول قطعنامه 598 خطاب به ملت ايران
29 تير 1367
صحيفه امام، ج21، صفحه 74
و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مىديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مىكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مىدانم. و خدا مىداند كه اگر نبود انگيزهاى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هرگز راضى به اين عمل نمىبودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود ...
لینک مستقیم دانلود فایل صوتی ابتدای پیام قطعنامه امام با حجم بسیار کم