تبليغاتX
قطعنامه 598 - دیدگاه امام خمینی رحمة الله علیه درباره جنگ

بسم الله الرحمن الرحیم

دیدگاه امام خمینی رحمة الله علیه درباره جنگ

افراد مختلف با رویکردهای گوناگون که بعضا نقش­های مهم و مؤثری در دفاع مقدس داشته اند به اظهار نظر درباره جنگ ایران و عراق و مقاطع مختلف آن پرداخته اند.تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد.مشکل از جایی شروع شده که در مواردی شاهد این بودم که در قالب بیان نظرات خود درباره جنگ به دیدگاه امام اشاره کرده و بعضا چیزهایی را به امام نسبت میدهند که نوعی انحراف سخنان امام و نظرات امام در طول حیات خود درباره جنگ تحمیلی محسوب میشود. احساس خطر و وظیفه کردم که برای جلوگیری از انحراف اذهان نسل دوم و سوم انقلاب که در پی حقیقت جهاد دفاع مقدس و دیدگاه و رویکرد حضرت امام رحمة الله علیه در این باره هستند گزیده ای از کلیات نظرات امام را در مهمترین و حساس ترین مقاطع جنگ در وبلاگ قطعنامه 598 قرار دهم.شاید حقیقت آشکار شده و کسانی که ناخواسته و از روی ناآگاهی نظرات امام را ناقص و  اشتباه بیان و تبین مینمایند به اشتباه خود پی ببرند و گروهی دیگر که - عده ای از آنها بعد از فتح خرمشهر و عده ای بعد از خیبر و بدر و عده ای بعد از فتح فاو، و عده دیگرشان بعد از کربلای 5 - از خط هدایت حضرت روح الله منحرف گشتند و در سالهای بعد از رهبری امام به مرور چهره ی خود را در کتابها،مصاحبه ها و رسانه ها نشان دادند و امام را تلویحا به اشتباه در مدیریت و تصمیمات بزرگ جنگ متهم میکنند؛رسوا شوند.

در این مطلبم تنها از سخنان مستند امام  از صحیفه نور استفاده میکنم و قضاوت را بر عهده خواننده میگذارم.به دلیل طولانی بودن مطلب آن را در ۸ قسمت می آورم که در واقع دیدگاه امام درباره جنگ،جهاد و صدام و رژیم بعث و حمله آن به ایران اسلامی را بیان میکند. برای نتیجه گیری خاص که بعد از اتمام این سری مطالب در مقاله ای مجزا إن شاء الله به آن خواهم پرداخت و باز کردن دیدی جدید به نظرات امام در این موضوعات آنها را در هشت مقطع بررسی میکنیم.

مقطع اول : قبل از شروع رسمی حمله صدام به ایران،از فروردین 1359 تا 30 شهریور 1359.

مقطع دوم : از 31 شهریور 1359 همزمان با حمله سراسری و گسترده صدام به ایران تا یک ماه اول بعد از آن که عراق مناطقی از ایران به خصوص خوزستان را به اشغال در آورده است.

مقطع سوم : از فروردین 1361 همزمان با عملیات فتح المبین تا 3 خرداد 1361 همزمان با فتح خرمشهر(دوران آزادسازی ماطق تحت اشغال عراق و شکست ارتش عراق در جبهه ها)

مقطع چهارم : از 4 خرداد 1361 یعنی از بعد فتح خرمشهر تا  23 تیر 1361 همزمان با اولین عملیات رزمندگان اسلام برای ورود به خاک ایران.

مقطع پنجم : بعد از عملیات والفجر 8 و فتح فاو در اسفند 1364 تا فروردین 1365.

مقطع ششم : بعد از عملیات کربلای 5 و تصویب قطعنامه 598 یعنی از زمستان 1365 تا تیر 1366.

مقطع ششم : فروردین 1367.

مقطع هفتم : بعد از پذیرفتن قطعنامه 598 و نوشیدن جام زهر توسط امام در تیر ماه 1367.

مقطع هشتم : بعد از آتش بس و پایان جنگ.

و حال دیدگاه امام بسیجیان حضرت روح الله روحی فداه درباره صدام ،حزب بعث و ملت و ارتش عراق.از فروردین 1359 تا 30 شهریور 1359قبل از شروع رسمی جنگ:

               زمان: 19 فروردين 1359

     صحيفه امام، ج‏12، ص: 233و 234

                           موضوع: قطع رابطه امريكا و ايران.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

ما اين قطع رابطه را به فال نيك مى‏گيريم؛ چون كه اين قطع رابطه دليلى بر قطع اميد امريكا از ايران است. ملت رزمنده ايران اين طليعه پيروزى نهايى را كه ابرقدرت سفاكى را وادار به قطع رابطه- يعنى خاتمه دادن به چپاولگريها- كرده است، اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم كه نابودى سرسپردگانى مثل سادات و صدام حسين بزودى انجام گيرد و ملتهاى شريف اسلامى به اين انگلهاى خائن، آن كنند كه ملت ما با محمدرضاى خائن كرد؛ و به دنبال آن براى آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن، قطع روابط با ابرقدرتها خصوصاً امريكا نمايند. من كراراً گوشزد نموده‏ام كه رابطه ما با امثال امريكا، رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است ..... صدام حسين كه همچون شاه مخلوع چهره قبيح غيراسلامى و انسانى خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف كمر بسته و با مسلمانان مظلوم براى رضاى كارتر، آن كند كه مغول كرد، و با علماى اسلام خصوصاً حضرت آيت اللَّه آقاى سيدمحمدباقر صدر، آن كند كه رضاخان و محمدرضا پهلوى با علما و روحانيون و ساير طبقات كردند، بايد بداند كه با اين اعمال ضداسلامى، گور خودش و رژيم تحميلى غيرانسانى و غيرقانونى بعث را با دست خود مى‏كند.

ملت شريف عراق! شما اخلاف آنان هستيد كه انگليس را از عراق راندند؛ بپا خيزيد و قبل از آنكه اين رژيم فاسد همه چيز شما را تباه كند، دست جنايتكار او را از كشور اسلامى خود قطع كنيد. اى عشاير فُرات و دجله! همه با هم و با همه ملت اتحاد كنيد و اين ريشه فساد را قبل از آنكه فرصت از دست برود، قلع و قمع نماييد، و براى خدا دفاع از كشور اسلامى خود و از اسلام مقدس نماييد كه خدا با شماست .

اى ارتش عراق! اطاعت از اين مخالف اسلام و قرآن نكنيدو به ملت بگراييد و دست امريكا را كه از آستين صدام بيرون آمده است قطع كنيد و بدانيد اطاعت از اين سفاك، مخالفت با خداى متعال است و جزاى آن عار و نار است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمين و كشور ايران را خواستارم.

والسلام عليكم و رحمة اللَّه .


                        صحيفه امام، ج‏12، ص: 235 تا 238

زمان: 20 فروردين 1359

موضوع: اخراج ايرانيان از عراق

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

ملت شريف ايران! ميهمانان عزيزى كه به توطئه امريكا و دست جنايتكار رژيم منحرف بعث از خانه‏هاى خود آواره شده‏اند و به ايران با وضع اسفناك فجيعى فرستاده شدند، گرامى داريد. اينان برادران مظلوم شما هستند كه بدون هيچ مجوزى و فقط براى ارضاى هواهاى نفسانى و اطاعت كوركورانه از شيطان بزرگ از خانه‏هاى خود به دست دژخيمان رژيم بعث آواره شدند. اينان برادران مظلوم ما هستند .

ملت شريف و دولت جمهورى اسلامى لازم است وسائل زندگى آنان را به‏طور شايسته‏اى فراهم كند و نگذارند به آنها بد بگذرد. رژيم منحوس بعث كه خود را براى معارضه با اسلام و مسلمين آماده نموده، بايد بداند كه در اشتباه است و ملت مسلمان ايران و عراق سردمداران آنان را به جاى خودشان مى‏نشانند و آنان را از صحنه خارج و به دست فراموشى تاريخ مى‏سپارند .

صدام حسين كه با ملت شريف عراق مواجه شده است و خود را در معرض هلاك مى‏بيند، مى‏خواهد با صحنه سازيها اذهان برادران اسلامى ما را از خود و رژيم منحط خود منصرف كند تا چند صباح ديگر به جنايات خود ادامه دهد. آنكه دستش تا مرفق به خون جوانان غيور عراق آلوده است، مى‏خواهد خود را طرفدار ملت عرب جا بزند.

آنكه به خيال خود عروبت را از اسلام والاتر مى‏داند و به اسلام پشت كرده به زعم آنكه ملتهاى عرب را به خود متوجه كند، غافل است كه ملت عزيز عرب از اسلام چون جان‏ شيرين حفاظت مى‏كند و با دشمنان اسلام، چون اسلاف خود درصدر اسلام به جنگ و ستيز برمى‏خيزد ..

برادران عرب ما بدانند كه ملت عزيز ما با دشمنان آنان- كه در رأس آنها رژيم منحوس بعث است- دشمن و با دوستان آنان دوستند، و در مصيبتهايى كه آنان از آن رژيم فاسد مى‏كشند با آنان شريكند. به اميد آنكه رژيم بعث چون رژيم شاهنشاهى به زباله دان تاريخ افكنده شود و اميد است نصر و فتح مسلمين نزديك باشد. از خداوند متعال غلبه مسلمين را بر قدرتهاى فاسد خواستار است. والسلام عليكم و على سائر عباداللَّه الصالحين .

- روح اللَّه الموسوى الخمينى.

 


                        صحيفه امام، ج‏12، ص: 239 تا 247

سخنرانى در جمع اعضاى ستاد بسيج شهرستانها

زمان: 26 یا 28 فروردين 1359

موضوع: ضرورت آمادگى و دفاع در مقابل قدرتهاى بزرگ و رژيم بعث عراق.

 بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

... ما الآن كه با قدرتهاى بزرگ دنيا مواجه هستيم، حال دفاعى داريم. يعنى ما مدافع از آن چيزهايى كه نهضت ما، قيام ما براى ما هديه آورده است، و از اهداف اسلامى و از كشور اسلامى خودمان و از تمام چيزهايى كه مربوط به اسلام و مربوط به كشور است در حال دفاع هستيم، و در حال دفاع، بسيج بايد عمومى باشد. يعنى قضيه جهاد يك قضيه است، قضيه دفاع قضيه ديگر. قضيه جهاد يك شرايطى دارد. براى اشخاص خاصى هست. براى گروه معينى هست با شرايطى. لكن قضيه دفاع، عمومى است. مرد، زن، بزرگ، كوچك، پير، جوان همان طورى كه عقل انسان هم آن حكم مى‏كند كه اگر كسى هجوم آورد براى منزل يك كسى، اهالى آن منزل، هريك كه هست دفاع مى‏كنند از خودشان. چنانچه هجوم آورد كسى به شهر يك كسى، اهالى شهر براى حفظ جهات خودشان دفاع مى‏كنند. ديگر اينجا هيچ شرطى نيست. همه دفاع بايد بكنند.

و اگر به كشور ما، كشور اسلامى ما هجوم بكنند و بخواهند تعدى بكنند، تجاوز بكنند، بر همه افراد مملكت، بر همه افراد كشور، چه زن، چه مرد، كوچك، بزرگ اينجا ديگر شرطى نيست، بر همه واجب است كه دفاع كنند. و لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد.

حال جهاد شرايط دارد، حال دفاع شرطى ندارد. بايد دفاع بكنند. حتى يك پيرمردى هم‏كه خيلى كار از او نمى‏آيد بايد شركت كند در دفاع. آنقدر كه مى‏تواند دفاع كند. و ما امروز كه مواجه هستيم با قدرتهاى بزرگ و شيطنتهاى بزرگ بايد مهيا بشويم براى دفاع.

البته اين احتمال بسيار كم است كه ما يكوقت محتاج به دفاع نظامى بشويم. كم است احتمال. براى اينكه قدرتهاى بزرگ هم مى‏دانند كه نبايد حالا هجوم كنند. لكن هرچه هم احتمال كم است لكن از باب اينكه دفاع از يك مملكتى است، دفاع از اسلام است، اين محتمل بزرگ است. از اين جهت، ما بايد مهيا بشويم. مهيا شدن يكى اين است كه با قوه، چه قوه افرادى و چه قواى ديگر، بايد مهيا بشود. چنانچه قرآن كريم دستور داده. و مهيا شدنمان هم به طورى باشد كه با اين مهيا شدن بترسند آنهايى كه بناى، خيال هجمه دارند. دشمنانتان بترسند از قوه شما. اگر بنا شد كه در يك كشور سى و چند ميليونى، بيست ميليون قيام كردند براى اينكه مهيا كنند خودشان را از براى دفاع، ولو آن تتمه هم در وقتى كه مقتضى شد و محتاج به دفاع شد آنها هم بايد بكنند. لكن حالا كه مى‏خواهيم ما مهيا بشويم، بايد اين بيست ميليون، يعنى همه جوانها همه اشخاصى كه ازشان كارى برمى‏آيد، بايد خودشان را مهيا كنند. آن روزى را ملاحظه كنند كه يكوقت دشمن رو آورد به طرفشان. هم بايد تجهيزات مهيا بشود به قدرى كه بترساند دشمنها را، و هم بايد قواى افراد، قواى نظامى، قواى چريكى، قواى پارتيزانى بايد مهيا بشود، و هم قوه ايمان بايد زياد بشود .

..... توجه به خداى تبارك و تعالى و مبدأ قدرت است كه شما را پيروز مى‏كند. شما و همه دوستانى كه مى‏خواهند مهيا بشوند از براى اين ارتش بيست ميليونى، كه ان شاء اللَّه موفق بشوند، به همه آنها سفارش اين معنا را كه يك قدرت ايمان در خودتان ايجاد كنيد.

..... و من اميدوارم كه شما هم آن چيزهايى كه در نظام هست و يا در چريكى هست و يا در پارتيزانى هست و در اين چيزها كه هست، به شايستگى، به خوبى ياد بگيريد. و هم تجهيزات به مقدارى كه امكان دارد براى يك مملكت، آن تجهيزات را هم دولت فراهم خواهد كرد براى موقعى كه لازم است. هم تجهيزات داشته باشيد كه بحمداللَّه ايران دارد.

شكست مال اروپاست و امريكاست‏ و شرق و غرب. مال آنهايى كه مستضعفين هستند، نيستند. براى اينكه ملتها موافق با ما هستند. و آنى كه مخالف با ما هست دولتها يا اكثرشان يا بعضى‏شان از دولتها هستند مثل دولت عراق .

دولت عراق از اول دولتى نبود. اينها مجلس هم ندارند. شما خيال مى‏كنيد حالا يك دولتى است. يك دولتى است كه يك عده نظامى آمدند و خودشان دور هم نشستند و هرچه مى‏خواهند مى‏كنند. با مردم هيچ تماسى ندارند. اينها پوسيده هستند. اين صدام حسين عقلش هم خيلى عقل درستى نيست. پوسيده‏اند اينها. و حالا هى نقشه مى‏كشد براى اينكه ما چه و فلان. و همه حرفهايش هم اين است كه ما عرب هستيم. اين كلمه‏اى كه «ما عرب هستيم» ملتهاى مسلمان بدانند كه معنايش اين است كه ما عرب هستيم و اسلام [نمى‏خواهيم‏]. اگر اين كسى كه مى‏گويد مقصد من اين است كه عرب چه بشود، عرب در مقابل اسلام مى‏خواسته يكوقتى بايستد. اينها مى‏گويند كه ما مى‏خواهيم مجد بنى اميه را، تصريح به اين معنا مى‏كنند، ما مى‏خواهيم مجد بنى اميه را چه بكنيم. خوب بنى اميه را ديديد و ديدند و تاريخ ديد كه مقابل اسلام بودند. اينها مى‏خواهند به همان زمان جاهليت برگردند كه قواى عربى باشد و اسلام از آن خبرى نباشد. تازه اينها اعتقاد به اسلام ندارند. ملت عرب مى‏داند كه حزب اينها را مرحوم آيت اللَّه حكيم، حكم به شركشان كرد. مشرك گفت هستند اينها. اينها الآن يك دسته مشركين هستند به امر مرحوم آيت اللَّه حكيم كه از آن وقت اينها را گفت مشرك هستند. و ملت عرب بايد چنانچه براى خدا، براى اسلام مى‏خواهند عمل بكنند، با اينها مخالفت بكنند. ارتش اينها خوب از همين مسلمانها هستند. از همين اهل سنت هستند. از همين شيعه‏ها هستند. از همين مسلمين هستند. خوب اين ارتشى كه از مسلمين است، قيام مى‏كند و عربيت را در مقابل اسلام مى‏خواهد؟ يا اسلام را مى‏خواهد. عربيت هم اسلام دارد. عجميت هم دارد. اينها ضد اسلامند و بايد اين مملكت شريف عراق خودش را از چنگ اينها بيرون بياورد.

اين ارتش عراق بايد همان طورى كه در ارتش ايران وقتى فهميدند كه اين دارد جنگ مى‏كند با اسلام، جنگ با نهضت اسلامى مى‏كند، همان‏طور كه اينها قيام كردند و ارتش هم ملحق شد به خود مردم و كلك شاه را كندند، ارتش عراق هم بايد همين كار را بكند.

اين جنگ با اسلام است. ارتش عراق حاضر است با اسلام جنگ كند؟ حاضر است سرنيزه را به قرآن بزند؟ اين سرنيزه به قرآن زدن است. بايد، واجب است بر آنها، لازم است بر آنها، هم ملت عراق و هم ارتش عراق، ارتش عراق لازم است كه پشت بكند به اين حزب غيراسلامى. پشت بكند به اين افراد غيراسلامى كه يك عدد كمى هستند. و همان‏طور كه ارتش ايران متصل به مردم شد، متصل به ملت شد و كلك اين نظام باطل را كند، شما هم همين‏طور .

شما عذرى پيش خدا نداريد. اين لشكرى كه الآن سرنيزه را كشيده‏اند و توپ و تانكها را كشيده‏اند و با مردم مخالفت مى‏كنند، يا آمده‏اند با ايران كه يك مملكت اسلامى است دارند جنگ مى‏خواهند بكنند، يا هجوم مى‏خواهند بكنند، اين جنگ با اسلام است. جنگ با قرآن است. جنگ با رسول اللَّه است. ارتش عراق حاضر است كه با رسول اللَّه جنگ كند؟ با قرآن جنگ بكند؟ ايران الآن مملكت رسول اللَّه است. ايران الآن نهضت اسلامى است. مملكت اسلامى است و قانون اسلامى است. حكومت اسلامى است. افراد حكومت همه آراى اسلامى دارند. ما مى‏خواهيم مملكت اسلامى درست بكنيم. ما مى‏خواهيم عرب و عجم و ترك و ساير چيزها را همه را در تحت لواى اسلام [دربياوريم‏]. چرا نشسته‏اند؟ چرا عشاير عرب نشسته‏اند و نگاه مى‏كنند و اينها به برادرانشان تعدى مى‏كنند و فوج فوج جوانها را اينها مى‏كشند در سياهچالها؟ چرا ارتش عراق نشسته‏اند و يك كسى كه مخالف با اسلام، مخالف با قواعد اسلام، مخالف با قرآن است از او تأييد مى‏كنند؟ نمى‏دانند اينها كه خودشان را بكشند در راه كفر و جنگ با اسلام، عاقبت كسى كه كشته بشود براى كفر و براى مخالفت با اسلام چه خواهد بود؟

نمى‏دانند كه اگر اينها بخواهند تعدى به ايران بكنند، ايران خُردشان مى‏كند و تا بغداد مى‏رود. ملت را مى‏خواهد، دولت را از بين مى‏برد. آن وقت اين ارتش اسلامى كه براى اسلام بايد كار بكند، آنها همه سعادتمندند، چه كشته بشوند چه بكشند .

اما آنكه مقابل اسلام ايستاده، مقابل قرآن ايستاده، مملكت ما مملكت «اللَّه اكبر» است. مملكت قرآن است. اينها در مقابل قرآن و در مقابل اسلام ايستاده‏اند. و اين ارتش عراق بايد توجه به اين معنا داشته باشد كه اينها را خودش سركوب كند. خودش از بين ببرد اينها را. خوب، صاحب منصبهاى خوب ما داريم در عراق. صاحب منصبهاى صحيح و متدين هستند. خود آنها كودتا كنند و اين را از بين ببرند. و حرام است بر آنها كه يك قدم دنبال اين شخص لعين باشند. و بايد قيام كنند بر ضد او و مملكت خودشان را اسلامى كنند و حكومت خودشان را اسلامى كنند و قواعد هم اسلامى باشد. نه مثل حالا كه چهار نفر بنشينند و سرنوشت يك ملت اسلامى را يك چهار نفر كافر كه تابع- نمى‏دانم- ميشل عفلق هستند، كه مسيحى هم نيست، حتى مسيحى هم معلوم نيست اين مرد باشد، بر خلاف ما و برخلاف اسلام كارى بكنند. خداوند ان شاء اللَّه شما را تأييد كند.

موفق كند و شما را غلبه بدهد هم بر شياطين باطنى و هم بر شياطين ظاهر .


سخنرانى در جمع اعضاى كنگره آزادى قدس

زمان: بعدازظهر 18 مرداد 1359

موضوع: دولتهاى اسلامى منشأ گرفتاريهاى مسلمين

حضار: نمايندگان سازمانهاى آزاديبخش جهان.

               صحيفه امام، ج‏13، ص: 88 و 89

 شكل ما الآن دولتهاى ماست. مشكل اسلام دولتهاى اسلامى است. اين مشكل بايد حل بشود. اگر دولتهاى اسلامى به خود بيايند و گرايش [پيدا] كنند به اسلام و از عروبت‏ برگردند به اسلاميت، و از تركيّت برگردند به اسلاميت، حل مى‏شود مسائل و اگر آنها نكنند، اين مشكل هست تا وقتى ساير كشورها مثل ايران بشوند. ايران با مشت، اين مشكل را حل كرد و بايد همه كشورها با مشت خودشان اين مشكل را رفع كنند .

ما نبايد بنشينيم كه حكومتهاى ما كارى براى ما انجام بدهند. حكومتهاى ما براى خودشان هستند. اين حكومتهايى كه در بلاد مسلمين هست، اينها به اسلام هيچ كارى ندارند. اگر يك دفعه اسلام بگويند، براى اين است كه شما را بازى بدهند. اسلام صدّام هم مثل اسلام محمدرضا خان است. اسلام آن مصرى هم؛ سادات هم، مثل اسلام صدّام است. اين يك اسلامى است كه در لفظ گفته مى‏شود، لكن پايگاه درست مى‏كند و مى‏گويد ما همراه هم مى‏شويم، برويم ايران را از بين ببريم. ايران يعنى چه؟ يعنى، يك مملكت اسلامى. با كافر هم عهد مى‏شود براى كوبيدن مسلمين. اين فرم اسلام آقاى سادات! اسلامش اين فرم است. آقاى صدّام هم اسلامش اين فرم است كه مى‏گويد:اسلام. مى‏گويد: مسلم. مى‏گويد چه، مى‏گويد: ما با ملت ايران [...]، در بعضى از نطقهايش گفته كه با ملت ايران ما كارى نداريم، ما همراه هستيم، با حكومت ايران هم همراهيم. اما روزى نمى‏شود، الّا اينكه سرحدّات اين ملت را، سرحدّات اين مملكت را با آتش و توپهاى كذا مورد تجاوز قرار مى‏دهد. اين يك فرم اسلامى است؛ اسلام وارداتى از امريكا و وارداتى از شوروى!.

ما تا به اسلام برنگرديم؛ اسلام رسول اللَّه، تا به اسلام رسول اللَّه برنگرديم، مشكلاتمان سر جاى خودش هست، نه مى‏توانيم قضيه فلسطين را حلش كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را. ملتها بايد برگردند به صدر اسلام.

 


زمان: صبح 28 مرداد 1359

حضار: اقشار مختلف مردم باختران.

                        صحيفه امام، ج‏13، ص: 142

حالا چنانچه، در عراق يك سانحه‏اى براى صدام حسين پيدا بشود، يا در مصر يك سانحه‏اى براى سادات پيدا بشود و اين سانحه- مثلًا- به آنها ضرر وارد نكند، مردم عزا مى‏گيرند! و اگر آنها را از بين ببرد مردم شادى مى‏كنند! اين براى اين است كه مملكت ما جدا نيستند از هم؛ نخست وزيرش از مردم جدا نيست؛ از همينهايى است كه در آن دولت، دولت جائر، حبس رفته و زجر ديده و همه مصيبتها را كشيده، حالا هم از خود شماست و نه [اينكه‏] يك قدرتى آمده تحميل كند. مجلس خودتان و رئيس جمهور خودتان را تعيين كرديد و كسى تحميل [به‏] شما نكرده ....


زمان: 21 شهريور 1359

موضوع: سياست امريكا و ايادى آن، ايجاد اختلاف بين ملتهاى اسلامى.

مناسبت: فرا رسيدن ايام حج.

مخاطب: مسلمين جهان و زائران بيت اللَّه الحرام.

                        صحيفه امام، ج‏13، ص: 208

..... همزمان با هجوم همه جانبه‏ اسرائيل جانى، به مسلمين در فلسطين و لبنان عزيز، و همزمان با طرح جنايتكارانه اسرائيل براى انتقال پايتخت خود به بيت المقدس، و گسترش جنايات و كشتار وحشيانه مسلمانان آواره از وطن خويش، و در وقتى كه مسلمانان بيشتر از هر زمان احتياج به وحدت كلمه دارند، سادات، اين نوكر خيانتكار امريكا و دوست و برادر بگين و شاه مخلوع معدوم، و صدام، آن 9، دست به تفرقه افكنى مسلمانان زده‏اند، از هيچ جنايتى در اين راه كه ارباب جنايتكارشان امر نموده است، فروگذار نمى‏كنند. امريكا با حمله‏هاى پياپى به ايران و فرستادن جاسوسان براى شكست دادن انقلاب اسلامى ما و توطئه با سادات براى ايجاد اختلاف و تبليغات سوء و پخش اكاذيب و افترا به متصديان حكومت اسلامى از طريق عراق، از آن قماش است. مسلمين بايد به خيانت اين سرسپردگان امريكا به اسلام و مسلمين توجه داشته باشند .

+ نوشته شده در 89/08/14ساعت 2:20 توسط tak-patak |